شاهزاده آدریانشاهزاده آدریان، تا این لحظه: 13 سال و 3 ماه و 6 روز سن داره

آدریان شاهزاده کوچولوی مامان بابا

لحظه ناب دیدن اولین قدم های تو

1393/4/16 12:45
نویسنده : مامان الهه
117 بازدید
اشتراک گذاری

امروز که از خواب بیدار شدم  تو غافلگیرم کردی،شروع کردی به راه رفتن.....انگار هنوز خواب بودم باورم نمی شد اشک تو چشمام جمع شد و محکم بغلت کردم،پسرکم یعنی انقدر بزرگ شده که می تونه راه بره!چه حس قشنگی دارم چه روز خوبی رو شروع کردم.سریع زنگ زدم به بابایی و گفتم که راه میری خیلی خوشحال شد  می دونم که الان داره لحظه شماری می کنه که بیاد و ببینتت آخه پیشمون نیست رفته ماموریت.

دیدن چنین روزی ارزوم بود .خدایا شکرت.

ادریان همینطوری خیلی شیطون شدی دیگه راه هم بری....

دیشب بردمت پارک سرسره بازی.می دونی چطوری بازی می کردی ،دوطرف سرسره رو گرفته بودی و می رفتی بالا و بعد سر می خوردی!!!یعنی بچه بودم انقدر از این حرکت پسر بچه ها بدم میومد ...حالا یکی باید پسر خودم و جمع کنه.

درضمن پسرم لطفا،خواهشا انقدر جیغ نزن،دیگه همه بهت می گن بسه سرمون درد گرفت.بیرون هم که می ریم بهت میگن جیرجیرک.چند روز پیش همسایه مامانجون ازم پرسید آنیتا(دختر دایی)انقدر جیغ میکشه.منم گفتم نه پسر منه  و کلی تعجب کرد!

یاد گرفتی دالی بازی می کنی،دست هاتو میذاری روی چشمات و قایم میشی و ما باید پیدات کنیم!عاشق اون هوشتم.هر دری رو تو باید ببندی،در شیرخشک،در شیشه شیر ،در شیشه آب یا نوشابه و ...کلا علت و معلول رو کشف کردی.

مکعب های رنگی رو  میتونی بذاری روی هم ولی هنوز دقیق نیستی یا محکم میذاری یا ولش نمی کنی که باعث میشه بیوفته.(افرین باید به این توانایی تا یکسالگی می رسیدی)

 

 

 

 

 

 

***

 

 

فقط 2 روز مونده به سالگرد شیرین ترین لحظه عمرم که امروز تو با راه رفتنت شیرین ترش کردی

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی

نظرات (6)

سارایی!
16 تیر 93 16:45
عزیز دل خاله! ماشالا پسملومون داره بزرگ عاقا میشه! بگو ماشال! خدا رو شکر انشالا با قدم هات به اهداف بزرگ برسی عزیزم! خاله جونم مواظبش بیشتر تر باشد باید باشیا پیشا پیش بهت خسته نباشید میگوییم!
مامان الهه
پاسخ
سلامت باشی خاله جون مرسی.مواظبت که بله کم کنجکاوی می کرد و جاهای خطرناک میرفت حالا که دیگه راه می ره
مامان نیکان
17 تیر 93 0:53
پسملی مبارکه.ایشالله قدمهای گنده در راه اهداف گندهخاله جیغ هاشم یه دوره است بعدیادش میره دقیقا نیکان تو این سن مثه آدریانی بود.چقدراین موجودات کوچک شبیه همن.منم وقتی دیدم نیکانی بااون قد کوتاهش چند قدم برداشت از شوق گریه ام گرفت.پیشاپسش تولدتم مبارک شاهزاده
مامان الهه
پاسخ
مرسی خاله.جیغ که نگو گوشامون درد میگیره.
مامان آیدین
17 تیر 93 3:38
مبارک باشه قند عسل! ایشالا همیشه مامان و باباتو با کارای جدید و قشنگت خوشحال کنی!
مامان الهه
پاسخ
سلامت باشی انشاالله راه افتادن آیدین جونی
معصوم
17 تیر 93 9:09
قدمات مبارک خاله جون لحظه قشنگیه یه مرحله از رشد وروجکا ولی بهت بگم کارت در اومده خیلی باید مواظب باشی ضربه نخوره من چهار چشمی حواسم به مهرساست باز میبینی یه آن میدوه میخوره زمین یه بار لبش پاره شد خون اومد از لبش بچم
مامان الهه
پاسخ
کم وروجک بود دیگه کارم دراومدولی خاله احساس می کنم اینطوری مستقل تر میشه
مامان هامين
18 تیر 93 0:16
اولين قدمهات مبارك پسرك شيرين،انشاءالله كه هميشه قدمهات پايدار و استوار باشن.
مامان الهه
پاسخ
انشاالله راه رفتن هامین جونم.....مرسی
دلسارا
22 تیر 93 0:14
انشااله که همیشه در راه موفقیت قدم برداری شاهزاده کوچولو
مامان الهه
پاسخ
سلامت باشی خاله جونم